محسن ناجى نصرآبادى ( گروهى از پژوهشگران )

مقدمه 7

فهرست كتابهاى فارسى شده چاپى از آغاز تا سال 1370 ( فارسي )

اسكندريه را دعوت كرد تا علم كيميا را به وى بياموزند . آنگاه از اصطفان القديم خواست تا كتابى در فنّ كيميا براى او ترجمه كند « 1 » . با روى كار آمدن دولت عباسى به دست ايرانيان در سال 132 هجرى ، سياست دولت اسلامى نسبت به موالى و ملّتهاى غير عرب به ويژه ايرانيان تغيير كرد . ايرانيان در همه امور و شؤون حكومتى ، سياسى و علمى جامعه نفوذ يافتند . اينان با توجّه به سابقه‌اى كه در تمدّن و فرهنگ داشتند شروع به ترويج علوم و فنون كردند و خلفا را تحت تأثير محيط ايرانى خود قرار دادند . از همين زمان بود كه توجّه به علوم و ترجمه و نقل كتابهاى علمى و حكمى از يونانى ، پهلوى ، سريانى و هندى به عربى در اسلام آغاز شد . ابو جعفر منصور بن محمّد ( 136 - 158 ق . ) به طب ، نجوم و رياضيات علاقهء زيادى داشت وى جورجيس رئيس پزشكان جنديشاپور را به بغداد فرا خواند تا وى را كه از بيمارى معده رنج مىبرد درمان كند . جرجى پس از مداواى منصور كتابهايى براى وى از يونانى به عربى ترجمه كرد . مشهورترين كتاب او كتاب الكنّاش است « 2 » . ابن خلدون در خصوص توجّه منصور و مأمون عبّاسى به علم و ترجمه متون علمى چنين مىگويد : ابو جعفر منصور كسى را نزد پادشاه روم [ گرك ] گسيل كرد كه كتب تعاليم [ رياضيات ] را پس از ترجمه به عربى براى وى بفرستد و او كتاب اقليدس و بعضى از كتب طبيعيات را براى خليفه ارسال داشت . مسلمانان آنها را خواندند و بر مطالب آنها آگاهى يافتند و شيفتگى آنان به كاميابى بر بقيهء آن علوم فزونى گرفت . آنگاه پس از چندى دوران مأمون در رسيد و چون وى خود كسب دانش را پيشهء خويش ساخته بود شيفتگى بسيارى به علوم نشان مىداد و اشتياق او به دانشهاى طبيعى برانگيخته شد و هيأتى از نمايندگان خويش را نزد پادشاهان روم « آسياى صغير » فرستاد تا به استخراج و استنساخ علوم يونانيان به خط عربى قيام كنند و در زمرهء آنها گروهى از مترجمان را نيز گسيل كرد . آنها از آن علوم گرد آوردند و به كمال آنها را فرا گرفتند و چيزى فرو نگذاشتند و متفكّران و محقّقان اسلام نيز در فرا گرفتن آن علوم سعى بليغ مبذول داشتند و در فنون مختلف آن مهارت يافتند و نظر و انديشهء ايشان در آن علوم به

--> ( 1 ) همان ، 445 ؛ نيز ن . ك . شمس الدّين بن محمّد بن محمود شهرزورى ، نزهة الارواح و روضة الافراح : تاريخ الحكما ، ترجمهء مقصود على ، به كوشش محمّد تقى دانش پژوه و محمّد سرور مولائى ، 1365 . ص 32 . ( 2 ) همان ، 537 .